هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
311
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
كرده و بنا به آنچه در نهج البلاغه آمده به او گفت : آنچه من گفتم علم غيب نيست بلكه فرا گرفتن از كسى است كه علم دارد . علم غيب ، علم پى بردن به گاه هر چيزى است و همانى است كه خداوند متعال دربارهاش مىفرمايد « إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ » آرى اين علم غيب است كه جز خداوند ، كسى به آن آگاه نيست و جز آن ، علمى است كه خداوند به پيامبرش آموخته و او نيز آن را به من آموخته و برايم دعا كرد تا همه در سينهام جاى گيرند و همه وجودم بدان بپيوندند . و خود به اهل كوفه مىگفت : اى مردم با من ستيزه مكنيد و در انديشهء سرپيچى از فرمان من نباشيد و چون به سخنم گوش مىدادى به يكديگر چشمك نزنيد قسم به آنكه دانه را شكافت آنچه برايتان بازمىگويم سخنى است كه از پيامبر امى نقل مىكنم و گويندهاش دروغ نگفته و شنونده هم اشتباه نشنيده است . از جمله مثالهايى كه مىتوان دربارهء پيشبينيهاى او و خبر دادنش از وقايعى كه برخى دهها سال پس از وفاتش ، اتفاق افتادند اين بود كه در سخن از بصره فرموده بود : اميدوارم اين شهر شما چنان زير آب رود كه مسجدش همچون دكل كشتى يا شتر مرغى كه بر آب نشسته باشد ، به نظر آيد « 1 » . اين پيشبينى دو بار تحقق پيدا كرد ، اول در دوران القادر باللّه احمد بن اسحاق بن المقتدر بود كه به سال 381 با خلافتش بيعت شد و دوم در دوران عبد اللّه بن القادر ملقب به القائم بامر اللّه بود كه به سال 422 با وى بيعت شد در هر دو بار ، آب آنچنان شهر را در كنام خود برد كه همه چيز را غرق كرد و مردم بسيارى از ساكنين آن را هلاك ساخت « 2 » . همچنانكه او طى سخنانى به احنف بن القيس يكى از چهرههاى سرشناس بصره ، سخن از ويرانى بصره و به هلاكت رسيدن جمع بسيارى از ساكنين آن را بوسيلهء زنگيان پيشبينى كرده فرمود : اى احنف ، روزى بيايد كه مردى ماجراجو با لشكرى برخيزد و فتنه و آشوب برانگيزد . زمين را زير و رو نمايد و دم بدم بر خرابكارى و ويرانى و آشفتگى بيفزايد واى بر خيابانهاى آبادتان و خانههاى آراسته و با شكوه شما كه كنگرههاى آن بس بلند است و ناودانهايشان چشمگير و ارجمند است چون كسى از اينان كشته شود هيچكس به سراغش نرود و قطرهء اشكى بر وى نريزد و به خونخواهيش با اين و آن
--> ( 1 ) بخشى از خطبهء 13 نهج البلاغة . ( 2 ) شرح نهج البلاغة ج 1 ، ص 84 .